تبليغاتX
Hani Rezayan

Hani Rezayan

بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک

جاي اطلاعات نقشه اي را در انتخابات کمي خالي ديدم. نمونه اي را در اينجا ارائه کرده ام.

Iranian Presidential Election Ratio Map

وضعيت استان هاي محروم مرزي برايم جالب است.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388  ‡ 

Who Moved my Chiiiiiizzzzz!?

نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388  ‡ 

در بيان مفهوم Prototyping عبارت زير از سايت Programming for Scientists بسيار گويا و زيبا است:

Do, Redo, and then Automate

نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388  ‡ 

وجود عوامل منحرف کننده در تحليل ها و نتايج آماري چندان جديد و عجيب نيست. از جمله اين موارد مي توان به آماره هايي که خانم ها را راننده هاي بهتري معرفي مي کنند اشاره نمود. بررسي ميداني نشان داده که نقش دو عامل مهم در تحليل هاي مربوطه ديده نمي شود که عبارتند از: الف) خانم ها در اغلب موارد اقدام به ترک محل تصادف مي نمايند و ب) اغلب تصادف هايي که يکي از طرفين تصادف خانم است بدون گزارش دادن به پليس به صورت معجزه آسايي در محل حل و فصل مي گردد!

علاوه بر موارد فوق بايد به اين نکته نيز اشاره کرد که خانم ها مسبب اغلب تصادف ها مي باشند که لزوما به تصادف خودشان منجر نمي شود. قصد ورود به اين موضوع را ندارم تنها به عامل جذابيت فيزيکي عجيب اغلب خانم هاي راننده که موجب جلب توجه آقايان راننده و گاها ساير خانم هاي راننده مي شود اشاره مي کنم تا اين پست با کمي تبسم پايان يابد.

نوشته شده در  چهارشنبه ششم خرداد 1388  ‡ 

آقاي Scott Hanselman فضاي اينترنت را به ديوار دستشويي هاي عمومي و دست نوشته هاي آن تشبيه نموده است. برخي از اين نوشته ها کارآمد هستند، برخي از آن ها مخرب و برخي ديگر هنري هستند و ... .

the internet as the bathroom wall of code

اين تشبيه در نتيجه رواج فرآيند Copy & Paste در فضاي اينترنت، بيشتر و بيشتر جنبه واقعي به خود گرفته است.

نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388  ‡ 

نرم افزار ArcGIS محصول شرکت ESRI، در نوع خود محصول قدرتمند و کم مشکلي است. گاه و بيگاه در جستجوي مشکلات احتمالي ArcGIS از کساني که با اين نرم افزار آشنايي دارند پرس و جو کرده و وب را مرور مي نمايم. اين در حالي است که اغلب مواردي که تاکنون به عنوان اشکال مطرح شده اند (مانند کند بودن و يا اجرا نشدن برخي تحليل ها) در واقع اشکال نرم افزار نبوده و ناشي از عدم آشنايي مناسب و کافي افراد با قابليت ها و تنظيمات ArcGIS بوده اند. در جستجوي مشکلي واقعي اخيرا با موردي برخورد کردم که مي تواند مشکلي بالقوه براي کاربران معمول ArcGIS و مشکلي جدي و بالفعل براي برنامه نويسان ArcObjects محسوب گردد. مشکل مزبور که احتمالا ناشي از نقص مکانيزم Garbage Collection خودکار نرم افزار مي باشد منجر مي گردد تا اشياء (مانند نقشه) بعد از رده خارج شدن (مثلا با ايجاد يک پروژه جديد) همچنان به صورت سرگردان (Dangle) باقي بمانند. در خوشبينانه ترين حالت اين امر منجر به هدر رفتن حافظه مي گردد و در حالت بدبينانه باعث ايجاد اشکال در ارتباط ميان اشاره گرها شده و به خروج برنامه با ارسال Runtime Error مي انجامد. در چنين شرايطي مجبوريم که به صورت دستي کنترل از بين رفتن اشياء سرگردان را برعهده بگيريم.
نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

در مورد کمبود امکانات ورزشي (و خيلي چيزهاي ديگر) براي زنان درايران شکي وجود ندارد، اما بد نيست که به اين نقل قول اخبار ورزشي شبکه 3 از علي آبادي کمي فکر کنيم: «... در حق بانوان عدالت رعايت نشده است. در حالي که 15 درصد ورزشکاران حرفه اي ما را بانوان تشکيل مي دهند تنها 20 درصد از امکانات ورزشي به آنان اختصاص دارد.»

نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

بي شک انحصار منجر به عدم پيشرفت و کاهش کيفيت مي گردد. صنعت اتومبيل ايران نمونه اي آشکار است. در اين ميان مواجه با مولفين يا مترجماني که حق انحصاري ترجمه مبتني را مي دهند يا اخذ مي کنند نوبر است.  اين نوعي انحصارطلبي در جهت سلايق و نحوه فکر کردن افراد است. ممکن است که ناگزير از خريد اتومبيل هاي ساخت داخل باشيم، اما امکان انتخاب و دوري گزيدن از انحصارطلب ها در حوزه محصولات فکري را داريم.

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

تشخيص سه مکانيزم Interpreter، Compiler و Debugger در پرداختن به امر خطير برنامه نويسي الزامي است. وبلاگ A Neighborhood of Infinity بياني شفاف از اين مکانيزم ها را تشريح نموده است که به شرح زير مي باشند:
  • مفسر يا Interpreter مکانيزمي است که با اخذ مجموعه اي از دستورات و مشخصات مربوط به يک فرآيند، فرآيند مزبور را ايجاد مي نمايد.
  • مترجم يا Compiler مکانيزمي است که همانند Interpreter عمل مي کند با اين تفاوت که خروجي آن ماشيني اختصاصي براي اجراي دستورات و مشخصات دريافتي است.
  • خطاياب يا Debugger  مکانيزمي است که وجود خطاهاي منطقي در دستورات ارائه شده را در حين Compile يا Interpretation

با اين اوصاف کد Compile شده با سرعت بالاتري از کد Interpret شده به اجرا در مي آيد. به علاوه پيش نياز Compile يا Debug کردن کد، Interpret کردن آن است. وجود Compiler يا الزامي نيست. مکانيزم Debugging  مي تواند در مراحل مختلف نوشتن کد، Interpretation و يا Compiler تعبيه شود.

نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

اينکه تاريخ را از ديدگاه تصميم گيري هاي افراد بزرگ و قهرمان ببينيم يا نه چندان مهم نيست. با اين وجود شناختن مشخصات اين افراد، يافتن آن ها  و گاها تبعيت از آن ها مي تواند در زندگي ما تأثيرگذار باشد. در اين راستا Nietzsche برخي مشخصات اين افراد را چنين برمي شمرد: « ... او سردتر، سخت تر و ثابت قدم تر از سايرين است و ترسي از ابراز عقيده ديگران در مورد خود ندارد. ... او نقابي بر چهره دارد، نقابي که تنهايي پنهان در او را مي پوشاند، آن را از دسترس سايرين پنهان مي کند و از تأثيرات مخرب تمجيد و يا تخريب ديگران مصون مي دارد.»

نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

تئوري Bayesian از اصول پايه علم احتمالات محسوب مي شود. اگر در فهم يا يادآوري اين تئوري مشکل داريد، راهنمايي ساده و تصويري را در اين لينک مي توانيد بيابيد.

نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

فرودگاه هاي نيويورک جهت کنترل هرچه بيشتر مسافران از فن آوري جديدي استفاده مي نمايند که امکان مشاهده بدون لباس افراد را فراهم مي نمايد. ظريفي مي گفت که شايد قصد پليس از بکارگيري اين فن آوري اطمينان از اين امر است که هيچ کس نتواند «با آبرو» به فرودگاه وارد و خارج شود! شايد بدين ترتيب کساني هم که قصد انجام عمليات تروريستي دارند از ترس لو رفتن تصاوير بدون لباس خود (و راه پيدا کردن آن ها به نشريات و اينترنت) از اين کار منصرف شوند!

نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

خليج فارس ثبت ملي شد. اگر سازمان نقشه برداري پروژه نقشه پوششي کشور را تکميل مي کرد و سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح نيز کار تحديد و تثبيت حدود مرزي را تمام مي کرد، شايد مي توانستيم ثبت ملي کشور با تمام اجزا را شاهد باشيم.

نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

در اغلب موارد دنياي اطراف را روابط يک به چند فرا گرفته است. در چنين شرايطي قدر مواردي را که مي توان دنيايي يک به يک را تصوير نمود بايد دانست. اتخاذ رويکرد REST چنين امکاني براي دنياي اينترنت فراهم مي آورد.
نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

به عنوان علاقه مند به ساده سازي (تا حد ممکن)، استفاده از فرمت هاي واسط (مانند DXF، Delimited Text و ESRI Shapefile) را زيبا و موثر يافته ام. اين فايل ها بدليل ساختار ساده نوعي ساده سازي اتوماتيک را (بدون زحمت) به ارمغان مي آورند که زمينه ساز استفاده موثرتر و فهم ساده تر داده ها است. اگر به جزء خاصي از داده ها که ممکن است در جريان تبديل به فرمت واسط حذف شوند يا تغيير کنند احتياج نداريد، توصيه مي کنم که فايل ها در فرمت واسط استفاده و تبادل کنيد.
نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388  ‡ 

در بررسي سهم استفاده از انواع نرم افزارهاي خادم وب، Berk Ulsoy ترک گراف زير را براي ايران ارائه مي نمايد و در تشريح تفاوت مشهود شرايط با اغلب کشورهاي ديگر در بکارگيري نرم افزارهاي خادم وب مي گويد: «اين گراف نشان دهنده وضعيت در ايران است. کشوري که گويا هر چيز منسوب به آمريکا در آن شيطاني محسوب مي گردد به غير از Microsoft. ... »

نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388  ‡ 

در اغلب موارد، اشغال بودن پورت TCP دليل اصلي عدم امکان قرار دادن سيستم عامل Windows در حالت StandBy مي باشد. با برنامه اي مانند TCPView مي توانيم اين امر را بررسي کنيم.

نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388  ‡ 

اين هم دليلي براي دوست داشتن است که برخي ها آن را مي پسندند و به آن باور دارند:

Tell me why the stars do shine,
Tell me why the ivy twines,
Tell me why the sky's so blue.
Then I will tell you just why I love you.

Because God made the stars to shine,
Because God made the ivy twine,
Because God made the sky so blue.
Because God made you, that's why I love you.

نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388  ‡ 

 تغيير شکل کدهاي رايانه اي به گونه اي که فهم و خوانايي آن ها مشکل گردد هنري است که گاها عرصه زورآزمايي و تفريح برنامه نويسان حرفه اي مي گردد. فهم بسيار دقيق و کامل کد اصلي و يافتن مجموعه از توابع تبديل برگشت پذير قابل ترکيب با يکديگر به صورت قدم به قدم کليد اصلي اين فعاليت است.

نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388  ‡ 

  دين و علم تناقضي با هم ندارند. ترجيحا توضيحات تفصيلي را در پيوند زير بخوانيد:

A is A: Why Science Cannot Contradict Religion by Michael Shermer

نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  ‡ 

  بازيابي تنظيمات Windows XP را در شرايط Safe Mode انجام دهيد بهتر است.

نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387  ‡ 

  متخصص نبودن افراد در حوزه اي که به بحث و صحبت در مورد آن مي پردازند ايجاب مي نمايد که مطالب آن ها را مستعد يک کلاغ و چهل کلاغ شدن و بودن بدانيم. عدم ذکر مرجع براي مطالبي که عنوان مي شود ظهوري از اين امر است. شانپانزه اي که متخصصين امر، نقاشي آن را با نقاشي انسان يکي دانسته اند؛ استفاده اسکيموها از بيش از 50 واژه براي اشاره به برف نمونه هاي جالب و مرسوم از اين موارد هستند (Edge - Dutton 2009). جهت يافتن نمونه هاي بيشتر مي توانيد غروب هاي روزهاي تعطيل برنامه هاي شبکه اول سيما را ببينيد. گوش کردن به راديو پيام نيز توصيه مي گردد. ديدن برنامه هاي خانواده تمامي شبکه ها را فراموش نکنيد.

نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387  ‡ 

  در تشريح سريال Lost که بسيار هم مورد علاقه ايراني ها است، يکي از دوستان تعريف نغزي را عنوان کرد که «من با ديدن اين سريال Reset مي شوم. دنبال معنا و مفهوم هم نيستم.»

نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387  ‡ 

نحوه حرف زدن «جداي يودا» در سري فيلم هاي «جنگ ستارگان» جالب است. افعال آخر جمله، من را ياد فارسي قديمي مي اندازد.

- Fire, we must.
- Peace be upon you, I should say.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387  ‡ 

وقتي با استفاده از احتمال به تشريح يک پديده خاص مي پردازيم، لفظ دقيقا (يا همان تساوي) معنايي ندارد. صرفا مي توان از کوچکتر يا بزرگتر بودن گفت. اگر از اطمينان و تساوي مي گوييم يا احتمال / فرکانس کلاسي از پديده ها را منظور قرارداده ايم و يا با يک تمثيل (Metaphor) مواجهيم که پديده اي را جهت رنگ و لعاب دادن به زبان احتمال بيان مي دارد و بالکل قابل بحث با احتمال و منطق نمي باشد.
نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387  ‡ 

اسلحه اي که در سريال Stargate SG-1 توسط موجودات فضايي استفاده مي شود در شليک نخست، هدف را شوک داده و موقتا بي حال مي کند، در شليک دوم هدف را مي کشد و در شليک سوم آن را بخار کرده و بکلي نيست مي نمايند. واقعيت ها نيز چنين تأثيري بر روي ذهن متفکر جنس بشر دارند. در برخورد نخست با يک واقعيت، متأثر مي شويم، مشکوک مي شويم و البته مقاومت مي کنيم. در گام بعدي در مقابل آن به زانو در مي آييم و در نهايت در آن نيست و محو مي گرديم، بگونه اي که جزئي جدانشدني از آن مي شويم. Lewis Carrol در ابتداي داستان آليس در سرزمين عجايب، به زيبايي فرآيند عنوان شده را در مواجهه آليس با خرگوش سخنگو تصوير کرده است.
نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387  ‡ 

يافتن پرسپکتيو بايد به عنوان کشفي بزرگ در تاريخ زندگي بشر محسوب گردد؛ کشفي که جايگاه و نحوه نگريستن انسان را به محيط اطراف تغيير داد.
نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387  ‡ 

اسامي که جنسيت آن ها مستقل از ساختار، فعل و فاعل جمله مي باشند، جالب هستند. آن ها تصويري زيبا از تفاوت هاي جنس مذکر و مؤنث ارائه مي کنند. اين اسامي به خصوص در زبان هايي که به صورت واضح به تفکيک گرامري اسامي مذکر و مؤنث مي پردازند بسيار مشهودتر است. براي مثال مي توان مونث بودن هميشگي ستاره، يا مذکر بودن دائمي «خلبان»، «حکيم» و «پروفسور» در زبان فرانسه را عنوان نمود.

نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387  ‡ 

قابليت خودتعريفي يک پديده قابل تجربه و درک است. مشکلي با اينکه در تفسير فلان چيز مي توان/بايد (حتي صرفا) از خود آن بهره برد ندارم. با اين حال تفسير چنين پديده هايي را براساس ساير پديده ها نبايد بيهوده انگاشت، بلکه اين قبيل تفسيرها خود مقدمه اي براي حصول و فهم خودتعريفي مي باشند. البته تفسير مبتني بر خودتعريفي مقدم است.

نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387  ‡ 

کوچک نماياندن چيزهاي بزرگ و بالعکس بزرگ نماياندن چيزهاي کوچک به ظاهر پديده عجيب و جديدي نيست. در نزديک ترين ارجاع و مصداق مي توانيد آخرين مصاحبه مربي تيم ملي را ببينيد! در هر صورت اگر در جهت يافتن دليل مشخصي براي اين موضوع بپردازيم بندرت توفيق خاصي حاصل مي گردد. يک راه کار مناسب شبيه سازي است. براي اين منظور نسخه زير را پيشنهاد مي کنيم:
  1. يک آرمان را به عنوان پديده و اتفاقي حتمي تعريف کرده و اتخاذ نماييد. در مورد حتمي بودن تأکيد دارم.
  2. حال کافي است که به نگارش آنچه از جانب شما در جهت تسريع تحقق آرمان صورت مي گيرد و همچنين مخالفت هايي که در اين راستا صورت مي گيرند بپردازيد.

براي نمونه آرمان حتمي تحقق نوع خاصي از حکومت را لحاظ کنيد. مشاهده خواهيد کرد آنچه از طرف شما صورت گرفته هرچند عظيم، جزئي و آنچه در جهت مخالف صورت گرفته را هر چند جزئي عظيم جلوه مي کند. مثلا سرکوب گسترده و گاها کشتار مخالفين را کوچک و مشخصا طبيعي خواهيم يافت و اعتراض مخالفي در يک رسانه (مانند روزنامه) را در حد لرزش پايه هاي بشريت و اخلاق عظيم و فجيع مي يابيم.

آنچه بر سر پياده ها در جهت اين آرمان شهرها از سوي شهرسازها آمده نيز از اين جنس است. در حالي که با بي رحمي تمامي فضاهاي تنفسي پياده ها محدود و مسدود مي شوند، کوچکترين عکس العمل پياده ها در اين زمينه به عنوان بي فرهنگي و بي نظمي در اجتماع تعريف و محکوم مي گردد.

نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387  ‡