تبليغاتX
Hani Rezayan

Hani Rezayan

بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک

رفتارهاي غير منطقي انساني به انواع و اقسام حيوان هاي درون نسبت داده مي شود چنانکه افزايش ارزش هر چيز در نتيجه مالکيت را به شانپانزه درون نسبت داده اند که دائما مي گويد «ولش کن! اين مال منه.».

ترانه Animal از Kat Deluna نيز بي ارتباط به اين مقوله نيست و شنيدن آن خالي از لطف هم نيست:

...

Baby go, go, go like an animal
Tear it up, make a mess like an animal

...

نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387  ‡ 

ديباچه يکي از پست هاي اخير Jurgen Appelo بشرح زير است:
  • اغلب افراد فني (مثلا برنامه نويس ها) دوست دارند که روزي مدير يک پروژه (مثلا در زمينه فن آوري اطلاعات) شوند.
  • اکثر افراد فني از توانايي لازم براي مديريت يک پروژه برخوردار نيستند.
  • افرادي غير فني در مديريت پروژه ها بسيار بدتر و ضعيف تر از افراد فني هستند.
  • پس چگونه يک مدير پروژه مناسب انتخاب کنيم؟!

راه حل: افراد فني را که قصد مدير پروژه شدن را در سر ندارد براي اين وظيفه خطير انتخاب کنيد.

نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387  ‡ 

در استفاده از VBAccelerator SGrid، استفاده از مقدار x و y ارسال شده توسط HeaderRightClick Event براي تعيين ستوني که کليک شده است بدليل در نظر نگرفتن شيفت جدول، مقدار اشتباه بدست مي آيد. براي اين منظور از کد زير استفاده کنيد:

Dim p As POINTAPI
GetCursorPos p
ScreenToClient vbalGrid1.hwnd, p

Dim lCol As Long
lCol = vbalGrid1.ColumnHeaderFromPoint(p.x,
p.y)

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  ‡ 

نمونه اي از يک Canvas دوبعدي که در FireFox 2.0  و بالاتر قابل مشاهده است.

canvas element not supported.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387  ‡ 

گاها درخواست درج آدرس وبلاگ در اينجا دريافت مي کنم که اغلب ساختگي هستند. تصميم دارم که زياد سخت گيري نکنم و اگر محتواي وبلاگ مربوطه مستحجن نبود آن را درج نمايم. البته توقعي هم ندارم که وبلاگ هاي مزبور نيز آدرس وبلاگ من را درج نمايند.
نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387  ‡ 

کتابخانه SPIF را براي تسهيل استفاده از تابع SystemParametersInfo ايجاد نمودم. در حال حاضر امکان فعال و غيرفعال کردن حالت FullWindowDrag در اين کتابخانه تعبيه شده است که در تغيير ابعاد فرم هاي سنگين (داراي کنترل زياد و يا حجيم) مورد استفاده مي باشد. براي استفاده از اين کتابخانه از کلاس clsSPIF نمونه اي بسازيد و فرآيند FullWindowDrag_Enable را فراخواني نماييد.

براي استفاده از اين کتابخانه VB6 Runtime Libraries را نصب کنيد.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387  ‡ 

بي شک انجام تنظيمات Oracle Database از جمله مشکلترين تخصص ها است! در اين ميان عدم سازگاري سرويس هاي Oracle بايد مورد توجه باشد.

مواجه با پيغام ORA-12541 TNS:no listener به معناي اين است که سرويس پايگاه داده مورد نظر شما يا راه اندازي نشده و يا شناخته نشده است. سرويس مزبور را با نام OracleServiceDATABASENAME مي توانيد بيابيد. از فعال بودن سرويس OracleOraDb10g_home1TNSListener نيز اطمينان حاصل کنيد.

پس از اجراي سرويس پايگاه داده يا راه اندازي مجدد آن ممکن است اين بار پيغام SID given in connect descriptor can not be resolved را دريافت کنيد. در اين صورت بايد سرويس پايگاه داده و سرويس OracleOraDb10g_home1TNSListener را غيرفعال کنيد و سپس به ترتيب اول سرويس OracleOraDb10g_home1TNSListener و سپس سرويس پايگاه داده را راه اندازي نماييد.

نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387  ‡ 

با واژه هاي زيادي مواجه مي شويم که داراي پيشوند متا (Meta) مي باشند. در چنين مواردي مفاهيم زير را براي اين واژه ها لحاظ نماييم:

Meta-Something قابليت هاي زير را براي Something فراهم مي کند:

  1. يافتن Finding
  2. دسترسي Accessibility
  3. انتقال Portability

مثلا Meta-Data، Meta-Application و Meta-Science.

گاها نيز برخي واژه ها مفهوم مشابهي را ايفاد مي نمايند در صورتي که به صورت مشخص از Meta در آن ها استفاده نشده است. در چنين مواردي مي توانيد در صورت وجود قابليت هاي ذکر شده در واژه آن را Meta-Something بناميد. مثلا واژه Portal را Meta-Web-Site بناميد.

ظهور اين قبيل واژه ها نشان دهنده روند رو به رشد پيشرفت در عرصه هاي مختلف و لزوم اعمال سطح مناسبي از مديريت بالادستي براي بهره گيري از مزاياي پيشرفت مزبور است.

نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  ‡ 

تقدس (Sacredness) يعني برخورداري از ارزشي بيشتر از ارزش مادي. اين امر مي تواند ناشي از وجود ارتباط و دلبستگي نسبت به آن چيز باشد. بدين ترتيب مي توانيم در اطرافمان بسياري از چيزهاي مقدس را بيابيم و لزومي ندارد که به تعريف کليشه اي و آسماني از تقدس بسنده نماييم.
نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  ‡ 

با انواع و اقسام چيزهاي ممنوعه آشنايي داريم مانند ميوه ممنوعه، کلام ممنوعه، شهر ممنوعه و سلاح ممنوعه. بنظر مي رسد که ممنوعه بودن يک چيز با وجود آن منافات داشته باشد!؟ اما ممنوعه بودن يک چيز به معناي ممنوع بودن شناخت آن نيست بلکه تنها يک هشدار است. هشدار مزبور مي گويد که غفلت شما، هر چند ناچيز، سبب مي گردد تا در استفاده از مقوله ممنوعه به خطا رود. پس اگر از دانش کافي برخوردار هستيد ممنوعه بودن بي معنا خواهد بود.
نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  ‡ 

جمله زيبايي از Jose Luis Borges را نقل قول مي کنم:

"between the traditional and the new, or between order and adventure, there is no real opposition; and what we call tradition today is a knit-work of centuries of adventure."

نکته مهم در اين جا است که ماه هميشه tradition را با گذشت زمان مي سنجيم بلکه بايد با adventures رديف کرده و با آن بسنجيم. مثلا نحوه سکونت انسان ها را با تغيير تکنولوژي اندکس کنيم و نه زمان.

 

نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387  ‡ 

نام با معنايي براي پست معمولي است!
نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  ‡ 

Krier به زيبايي ساختمان هاي چندين طبقه و برج ها را بن بست هاي عمودي مي نامند. اغلب مشخصاتي (معايب و مزايا) که براي کوچه هاي بن بست قائليم در مورد برج ها نيز صدق مي کند از قبيل محدود کرند ارتباط و افزايش امکان اعمال کنترل.
نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  ‡ 

شايد برخي از نويسنده ها و بالاخص فلاسفه و بسياري از دانشجويان ايراني هم از الگوريتم مارکوف استفاده کرده و مي کنند.
نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  ‡ 

نمي تونم بي خيال فلان کار، فلان فرد، فلان کتاب و ... باشم. خيلي براش مايه (وقت و هزينه) گذاشتم.

هر چه هم بگذرد بيشتر مايه مي گذارم و وضع بدتر و بدتر مي گردد. بد نيست دقيقا ارزيابي کنم که چقدر سرمايه گذاري کرده ام! از اين به بعد به اندازه روي هر چيزي سرمايه گذاري مي کنم، نه کمتر و نه بيشتر!؟

نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387  ‡ 

Krier در بيان علل مخالفت بي مورد برخي از متخصصين با تئوري ها و ايده هاي علمي مي گويد:

Those who can't shouldn't stop those who can.

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

اگر مثل من به ارتباط يکپارچه زمان و مکان و توازي آن ها معتقد هستيد چندان عجيب نخواهد بود اگر براي هر ماهيت، کيفيت و کميتي که در مکان مي بينيم بدنبال مشابه آن در زمان بگرديم و بالعکس. موردي خاصي که نظر من را جلب کرد وجود ماده و غير ماده در دنياي مکاني در کنار هم است که در قالب وجود سياهچاله در مرکز هر کهکشان به اثبات رسيده است و همچنين حرکت گردشي ماده حول غير ماده که سبب ايجاد پديده هاي پريوديک از قبيل گردش فصول مي گردد. اگرچه هر سال در جزئيات با سال قبل متفاوت است ولي فصول و گردش آن ها ثابت است. تصور شرايطي مشابه در مورد زمان ما را با چند سوال جواب گونه مواجه مي کند:
  1. يعني زمان هم پريوديک است؟! تاريخ تکرار مي شود و تنها جزئيات فرق خواهند کرد!؟ اين پريود زماني را چه بناميم!؟
  2. معادل سياهچاله مکاني براي زمان چيست!؟

من يا جواب هاي محتمل براي اين سوالات در چند منبع از جمله بنياد Edge مواجه شده ام. اما جواب هاي مرتبط را در داستان هاي علمي و تخيلي موجود در در سايت ENovel.org يافتم که در جواب به سوال نخست پاسخ آري داده اند و پريود مزبور را عمر (Age) ناميده و در مورد سوال دوم سياهچاله زماني را ابديت (Eternity) معرفي کرده اند.

 

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

سينرژي جادوي فعاليت هماهنگ است. به صورت معمول اين کار در جريان ترکيب و تلفيق چند چز با هم صورت مي گيرد. حالتي را در نظر بگيريم که يک کل را در اختيار داريم  و آن را به اجزاي کوچکتر مي شکنيم. اين امر نيز نبايد فرقي با حالت کسب سينرژي در نتيجه تلفيق داشته باشد چرا که در نهايت اجزاي شکسته شده را با هم تلفيق مي کنيم تا همان کليت تحقق يابد. اما گويا در حالت دوم اغلب اهميت سازماندهي و هماهنگ بودن اجزا را فراموش مي کنيم و يا کنترل آن از دستمان خارج مي شود و نتيجه اين امر نه تنها عدم تحقق سينرژي بلکه هدر رفتن انرژي اوليه است. تقسيم کارهاي روزمره به اجزاي کوچکتر، تقسيم برنامه مورد نظرمان به بخش هاي کوچک تر و تقسيم شهرها به بخش هاي کوچک تر همگي مستعد چنين آفتي هستند.
نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

ترکيب کردن داده ها ساده تر از جدا کردن آن ها از هم مي باشد.

توجيهاتي از قبيل کاهش حجم داده ها و جلوگيري از دوباره کاري ما را از اين قاعده غافل نکند.

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

با مزخرف گويي يا همان Trash Talk ناآشنا نيستيم اما مسابقه مزخرف گويي چيز ديگري است!
نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

دليل خطرناک محسوب کردن برخي از ايده ها در نظر گرفتن نتيجه اي است که در صورت درست بودن ايده هاي مزبور حاصل مي گردد و نه نتايجي که بواسطه اشتباه بودن اين ايده ها بدست مي آيد. بدين ترتيب اين گونه مواجهه با ايده ها (خطرناک محسوب کردن يک ايده) با روح حقيقت جويي منافات دارد.
نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387  ‡ 

اولي: سلام، حالت خوبه؟

دومي:

اولي: بالاخرع فلان کار را انجام دادي؟

دومي:

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  ‡ 

در مورد اختراع مجدد چرخ بسيار شنيده ايم. استفاده نامناسب از چرخ را نيز به آن بيافزاييم.
نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387  ‡ 

در مورد رفتار نامشخص (مستند نشده) قابليت AutoScroll در نرم افزارهاي Microsoft مطالب زيادي را در اينترنت مي يابيم. يکي از اين موارد هميشه روشن نگاه داشتن Scroller است که من اين کار را با افزودن کدي شبيه به آنچه در زير نمايش داده شده به Resize Event کنترلر مورد نظر انجام مي دهم.

panel1.AutoScrollMinSize = New System.Drawing.Point(panel1.AutoScrollMinSize.Width, panel1.Size.Height + 1)

نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387  ‡ 

داشتم کد مي نوشتم. کمي مکث کردم. با خودم گفتم اگر فردا صبح از خواب بلند شوم و ببينم که تنها فردي هستم که اين کار را انجام مي دهم باز هم ادامه خواهم داد (مثلا از همين زبان برنامه نويسي استفاده مي کردم يا ..)!؟ بايد ساير گزينه ها را هم امتحان کنم.
نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387  ‡ 

آرايه ابزارها يا همان ControlArrays از جمله امکانات بسيار کاربردي هستند که در Visual Studio .NET حذف شده اند. راهکارهاي مختلفي نيز براي شبيه سازي آن ها ارائه شده است. راه حلي که من ارائه کرده ام برگرفته از راهکارهاي مزبور و البته مي توانم بگويم کاربردي تر است و استفاده از آن آسان تر مي باشد. روش آن مبتني بر قرار دادن ابزار مورد نظر در کلاس clsControlArray است که قابليت هاي Visual Studio 6.0 را براي مديريت ControlArrays دارا است. نکته مهم در اين ميان انتقال Handler ابزارها از طريق يک Delegate است که تا حد زيادي از دوباره کاري هايي که در نمونه هاي مشابه ديده ام جلوگيري مي کند.

رمز بازگشايي: rezayan

نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  ‡ 

در آخرين پست Jef Attwood در مورد وجود ناسازگاري هاي فراوان در واسط کاربر VISTA توضيح داده شده  و آن را بعنوان يکي از دلايل (در کنار بسياري از دلايل ديگر) عدم استقبال کاربران از اين نسخه از Windows برشمرده است. وي توصيه اکيد به پيروي از دستورالعمل هاي استاندارد مي کند. با اين وجود آنچه ذهن من را مشغول کرده ادعاي مسئولين Microsoft بر کارآمد بودن واسط کاربر VISTA و استفاده از آن در نسخه بعدي ويندوز است؟
نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387  ‡ 

هميشه از خودم مي پرسيدم که چرا از شهرها و شهرک هاي اقماري حاشيه يک شهر خوشم نمي آيد. مثلا از کرج خوشم نمي آيد. Krier دليل آن را عدم وجود حد و حدود و همچنين مرکزيت براي اين شهرهاي اقماري ذکر مي کند و آنها را برخوردار از نوعي وجود انگل مانند تعبير مي نمايد که به شهر مرتبط با آن ها حمله مي کنند. من هم چندان با اين احساس نا آشنا نيستم.
نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387  ‡ 

هنجار (Norm) و نرمال (Normal) بودن لزوما يکي نيستند. نرمال بودن را مي تواند با تعيين حد بالا و پايين مشخص نمود اما هنجار ذاتا چنين کيفيتي ندارد. شخصا هنجارهايي را مي پسندم که نرمال باشند.
نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  ‡ 

براي هر چيزي (مفهوم و موجوديتي) مقياسي وجود دارد که خارج از مقياس مزبور آن چيز از اعتبار مي افتد. مثلا مقياس يک دستکش، يک يخچال، يک ساختمان، يک شهر و يک تصميم گيري. يافتن مقياس مزبور و ملحوظ نمودن آن نيازمند علم و تجربه است.
نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387  ‡ 

روابط محاسباتي بينهايت با ساير مقادير تنها وقتي بي معنا مي شوند که دو مفهوم متقابل در کنار هم قرار مي گيرند. اين روابط عبارتند از بينهايت منهاي بينهايت و صفر ضرب در بينهايت منفي يا مثبت.
نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387  ‡ 

خدمات تحت وب ShieldUp امکان آزمون سطح امنيتي شبکه و رايانه ما را فراهم مي آورد.
نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387  ‡ 

Richard Feynman : The positron, of course, is an electron going backward in time.

نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387  ‡ 

توزيع تواني (Power-Law) تنها توزيعي است که به مقياس وابسته نيست. اگر احساس مي کنيد که در پوست خود نمي گنجيد اعمال، رفتار و احساسات شما از اين توزيع تبعيت مي کند.
نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387  ‡ 

توليد کنندگان نرم افزار اغلب زمان و هزينه زيادي را صرف محدود کردن قابليت هاي نرم افزار کامل خود مي نمايند تا بتوانند نسخه هايي از از قبيل Demo Edition و Personal Edition را ارائه نمايند.
نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387  ‡ 

در کنار نتايج بظاهر عجيبي که از مکانيک کوانتوم ديده ايم اين مورد را نيز بيافزاييم که:

اگر براي انجام کاري دو مسير ممکن مدنظر داشته باشيد، احتمال انجام شدن آن کار کمتر از زماني مي گردد که تنها يک مسير ممکن وجود دارد.

بنظر مي رسد که اين قاعده در کشور ما و در بدنه مديريتي ما کاملا صادق است که به محض برخورد با انتخاب ميان دو يا بيشتر از 2 راه حل متوقف مي شويم. حتي قرابتي نيز ميان اين قاعده و توصيه اکيد طراحان واسط نرم افزاري مي بينيم که اصرار دارند تا حد ممکن کاربران را در معرض انتخاب قرار ندهيم تا احساس کارآمدي و کارآيي (سرعت) نرم افزار در ذهن کاربر تقويت گردد.

د راين راستا نقل قول زير از Suzuki، يکي از مبلغان مکتب Zen را نيز خالي از لطف نمي بينم:

در ذهن يک تازه کار مسيرهاي که ممکن بنظر مي رسند فراوانند در حالي که در ذهن يک خبره اين مسيرهاي ممکن بسيار کمترند

نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387  ‡