تبليغاتX
Hani Rezayan

Hani Rezayan

بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک

1.710 => 001110112  => 1.687510

نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387  ‡ 

  گويا در مورد زير ابهام زيادي (بلاخص در ميان برنامه نويس ها) وجود دارد:

Static/Dynamic    and    Week/Strong    => Static is Strong!? (No it is not)

همين ابهام مايه نگون بختي جوامعي مشابه ما گرديده که صلبيت را دليلي بر اقتدار مي دانيم.

نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387  ‡ 

ديباچه سايت Schuyler تعبير زيبا و عملي از حرفه اي/اين کاره بودن ارائه مي نمايد:

To be really good at anything, you usually have to do it more than you want to.

نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387  ‡ 

از دلايل مهم کم اشتباه بودن مغز بشر، استفاده مؤثر از رويکرد مخفي کردن اطلاعات است که معادل آن را در حوزه برنامه نويسي و بالاخص الگوي شي گرا ديده ايم. البته اين کيفيت گاها براي متخصصيني که قصد دارند از چگونگي فکر کردن افراد آگاه شوند مشکل زا مي شود.
نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387  ‡ 

انعکاس زيبا و البته بامعنايي است.

Stressed Mirrored

نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387  ‡ 

نسخه نخست کتابخانه DBFReader، امکان خواندن فايل هاي dBase V را فراهم مي کند. هدف اصلي از ايجاد اين کتابخانه تسهيل و تسريع بازخواني مستقل فايل هاي اطلاعاتي متصل به ESRI Shapefile بوده است.

براي استفاده از اين کتابخانه VB6 Runtime Libraries را نصب کنيد.

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  ‡ 

Cloud  

نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387  ‡ 

Bright Student

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387  ‡ 

Program: Please speak your name as it appears on your current federal identity card. Document number G24L8.
Joe: I'm not sure if—
Program: You have entered the name "Not Sure". Is this correct, Not Sure?
Joe: No, it's not correct.
Program: Thank you. "Not" is correct. Is "Sure" correct?
Joe: No it's not. My name is Joe—
Program: You've already confirmed your first name is "Not". Please confirm your last name "Sure".
Joe: My last name is not "Sure".
Program: Thank you, "Not Sure".

نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387  ‡ 

لازمه تفکر، نقص در دانش است. فرض داناي کل بودن براي موجوديتي موجب زايل شدن تفکر از آن مي گردد.
نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387  ‡ 

يکي از دوستان پرسيد که آيا تا بحال در مورد اينکه بر روي اعلاميه مرگت يا سنگ قبرت چه بنويسند فکر کردي؟ چيزي به ذهنم نرسيد اما مطمئنا دنبال چيزي مي گشتم که ماندگار باشد و يا حداقل چنين بنظر آيد؛ چيزي شبيه يک نصيحت که ترجيحا تصوير کننده وجهه خوب من باشد.

بعد با خود فکر کردم که آيا مي شود چيزي در مورد حال گذراي خودم بگويم که تأثيري حال گونه براي بقيه هم داشته باشد چيزي مانند سلام، روز شما بخير!

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387  ‡ 

برخلاف تصوري که به ما تلقين شده اند و چيزهايي را که گذرا و مقطعي (مانند غذا خوردن، مکالمه 5 دققيه اي با يک دوست و شايد يک ؟ کوچولو) هستند را کم ارزش (در مقابل چيزهايي که به ظاهر عمر بيشتري دارند مانند ماشيني که تا چند سال آينده بيمه است) لحاظ مي نماييم، قبول وجود چيزهاي گذرا لازمه درک و لذت بردن از حال و احساس حرکت و تغيير و زنده بودن است.

اگر در تعيين چيزهاي گذرا مشکل داريد، مي توانيد به يک شرکت بيمه مراجعه نماييد و بخواهيد که آن را براي شما بيمه کند!

نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387  ‡ 

جديدا سازمان زمين شناسي کشور ارتفاع جديد و به قولي دقيق تر کوه دماوند را (نسبت به آنچه سازمان نقشه برداري اندازه گيري کرده بود) اعلام کرد. حالا يا در فاصله اين دو اندازه گيري کوه مزبور کوتاه و بلند شده (که مسلما بلندتر شده تا به غرور ملي لطمه اي نخورد!)، يا سازمان زمين شناسي دستگاه و تصاوير جديدي خريده که سازمان نقشه برداري ندارد و محتمل تر اينکه يک تز دانشجويي در اين زمينه تعريف شده بوده که شخص داده هايش را از سازمان زمين شناسي گرفته است.
نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387  ‡ 

در برنامه ها و مباحث مختلف شنيده ايم فلان شخصي که نظر مي دهد تاکنون خود لباس ورزشي به تن نکرده و فوتبال حرفه اي بازي نکرده و يا در آزمايشگاه نرفته و چشمش هم به چشمي ميکروسکوپ نرسيده و الي آخر. کاري به مسائل حاشيه اي اين قضيه ندارم اما آنچه مشخص است، کسي که خود يک حرفه را تجربه کرده نوعي احترام حرفه اي نسبت به آن قائل مي شود که ساير کساني که بدون تجربه صرفا در مورد حرفه مزبور نظر مي دهند غالبا چنين احساس احترامي را ندارند. بعضي ها اين امر را به رک و بي غرض بودن و لازمه کار منتقد تعبير مي نمايند. با اين حال آنچه افراد شاغل در يک حرفه را وادار مي کند تا به موضع گيري هايي مشابه آنچه در ابتدا گفتم، در مقابل سايرين بپردازند همين احساس عدم بذل احترام حرفه اي از سوي سايرين است.
نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387  ‡ 

در بيان قابليت هاي پايه اي که يک برنامه نويس بايد دارا باشد، صفحه نخست سايت برنامه نويس بد به مواردي از قبيل درک ذهني از چگونگي انجام يک برنامه (بدون نياز به رايانه)، درک صحيح از مدل و قابليت هايي که زبان برنامه نويسي مورد استفاده ارائه مي نمايد، مهارت در استفاده از اشاره گرها و توابع بازگشتي اشاره دارد.

از آنجا که اين قابليت ها در فهم و استفاده صحيح از زبان هاي محاوره اي نيز مهم مي باشند، مي توانيم قدرت برنامه نويسي يک فرد را روي ميزان دقت وي در نحوه بيان مطالب روزمره، چيدن کلمات، و توانايي او در دنبال کردن موضوع و ارتباط جملات و استفاده از مجردات و اشارات بشناسيم.

نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387  ‡ 

جمله زيباي زير از George Orwell را در ادبيات فارسي نيز بسيار ديده ايم:

Who controls the past controls the future. Who controls the present controls the past.

نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387  ‡ 

با ديدگاهي مواجه شدم که براي دانشگاه نقشي همانند ترموستات قائل است. اين ديدگاه به استناد تجربه تاريخي ادعا مي کند که هرگاه جامعه نگاهي واپس گرايانه داشته، دانشگاه ها نگاه خود را معطوف به آينده نموده اند و بالعکس هرگاه نگاه جامعه معطوف به آينده بوده، دانشگاه ها توجه بيشتري به گذشته از خود نشان داده اند.

در نگاه اول تعبير مثبتي از اين ديدگاه برداشت نمي شود چرا که ديدگاه مزبور از وجود نوعي جدايي، ستيز و دوگانگي دائمي ميان متن جامعه و دانشگاه سخن مي گويد. اما به نظر من همين تضاد موتور محرک و البته تعديل کننده جوامع است. براين اساس بايد انتظار داشته باشيم که در صورت نبودن چنين تقابلي رشد جامعه با مشکل مواجه مي گردد.

نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387  ‡ 

تصاوير زير شمايي از تست ايمني اتومبيل در صورت برخورد صاعقه با آن را نمايش مي دهند. تست مزبور در کشور آلمان صورت گرفته است. وسايل الکترونيکي خودرو نيز نبايد در نتيجه برخورد صاعقه دچار مشکل شوند.

نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387  ‡ 

خنثي بودن اينترنت از دلايل اقبال فراگير نسبت به آن است. انسان هاي بدون تعصب نيز چنين خصوصيتي دارند. خنثي بودن مشکل است اما حداقل مي توانيم با خود صادق باشيم و اگر در موردي موضع گيري خاصي داريم حداقل به اين امر معترف باشيم.

از مشخصاتي که تفکر بي غرض را تقويت مي نمايد فراگيري و اشراف ما نسبت به محيطي است که در آن قرار داريم (خانه، شهر، جهان و هستي). کسب سواد و مطالعه چنين تأثيري دارد. افکار متعصبانه در ميان افراد کم سواد بيشتر است. بدين ترتيب هر چه فراگيري بيشتر مي شود بي غرضي و خنثي بودن افزايش مي يابد. آب خنثي است. هستي خنثي است. اگر به وجود آفريدگاري براي هستي معتقديم او بايد بي غرض ترين و خنثي ترين باشد.

نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387  ‡ 

اين اصطلاح دستمايه ترانه ها، مباحث اخلاقي و فلسفي فراواني بوده است. جاذبه و نيوتن را در اين ميان فراموش نکنيم.
نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387  ‡ 

در صحبت هايي که با دوستان مي کنيم تفريبا مي توان گفت که جوانان چندان علاقه اي به ديدن برنامه ها و سريال هاي بي ربط و مزخرف تلويزيون هاي ايران ندارد. اين مسأله با آمارهايي که از بينندگان تلويزيون و سريال ها اعلام مي شود منافات دارد. با فرض صحيح بودن اين آمارها، باز هم شرايط موجود قابل تفسير است زيرا در کشورهاي غربي نيز وضعيت مشابهي حاکم است. آن ها در ارزيابي هاي خود در يافته اند که متوسط سن بينندگان تلويزيون 50 سال است. به نظر در ايران نيز اين ميانگين سني بايد بالا باشد.
نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387  ‡ 

ديشب محمد صالح علا در برنامه دو قدم مانده به صبح از اهميت آب و حجم بالاي آب تشکيل دهنده موجودات زنده گفت و به حقيقت جزر و مد درون و تأثير آن بر حال مزاجي و فکري افراد، آدم هاي شب و آدم هاي روز اشاره کرد که جالب بود.
نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387  ‡ 

کمدي جذاب و زهرآگين George Carlin فراموش نشدني است:

من مي گويم زندگي کن و بگذار سايرين هم زندگي کنند. اين شعار منه. زندگي کن بذار زندگي کنند. هر کسي که نتواند به اين شعار عمل را بايد گذاشت سينه ديوار. اين راه حل در شهر ما که راه گشا بود.

from "Prayer" presented by George Carlin.


اديان افراد را قانع مي کنند که موجودي نامرئي در آسمان ها است که هر لحظه ناظر بر اعمال آن ها است؛ و اين موجود نامرئي موارد ممنوعه اي (مشخصا 10 فرمان موسي) را مشخص کرده و مي خواهد که افراد از آن ها دوري کنند! و اگر چنين نکنند جايي به نام دوزخ فراهم آورده که زجر، دود و شکنجه ابدي را براي آن ها به همراه دارد.

با اين وجود اين موجود نامرئي همه راه دوست دارد! او عاشق ما است!

from "There Is No God" presented by George Carlin.

نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387  ‡ 

دسته بندي، گروه بندي و کلاسه بندي همگي مستلزم بکارگيري عادت هاي ما هستند. اگر قصد ترک عادتي را داريم بايد در گام نخست از دسته بندي آنچه مرتبط با آن عادت است اجتناب کنيم.

Breaking the Habit

مثلا اگر عادت به کتاب خواني نداريم از دسته بندي کتاب ها به کتاب هاي مورد علاقه و يا حوصله سربر و يا دسته بندي زمان شبانه روز و تخصيص زمان هايي خاص براي مطالعه بپرهيزيم و هرکتابي را که مي يابيم و در هر زماني بخوانيم. بتدريج ارتباط ها ميان علايق، موضوعات کتاب، زمان بندي ها و اولويت ها شکل مي گيرند.

نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387  ‡ 

Slow is ugly, use Renault Clio to look faster.

Renalut Clio

نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387  ‡ 

از اينکه هيچ روشي وجود ندارد که براي همه شرايط بهترين باشد مطمئن هستيم. همين امر در مورد روش هاي پردازش موسوم به Strict يا في الفور و Lazy يا برحسب نياز نيز صادق است. با اين حال ابهاماتي در اين مورد وجود دارد که Jake در پست اخير خود به آن پرداخته است. وي به طور خاص افرادي را مخاطب قرار داده که روش Lazy را همچون نوشدارو مي دانند و مشخصا معتقدا که استفاده از آن تسهيل کننده پردازش موازي است و سبب کاهش زمان و حجم حافظه مورد نياز است. افراد مزبور عمدتا در زمره کساني هستند که با Haskell ناآشنا نيستند. خلاصه اي از نتايج ارائه شده به شرح زير هستند:
  1. روش Strict براي زماني که حجم محاسباتي بالا است مناسب مي باشد. در چنين مواردي ذخيره سازي داده ها است که حرف نخست را مي زند.
  2. روش Lazy براي زماني که با ساختارهاي بزرگ (مانند درخت هاي اندکس در پايگاه هاي داده) کار مي کنيم مناسب است. اين ساختارها غالبا براي نگهداري داده و تزريق داده به توابع در قالب اجزا و واحدهاي کوچک اطلاعاتي (مثلا اطلاعات منتسب در يک نود) استفاده مي شوند. به عبارت ديگر ساختارهاي مزبور نقش کنترل محاسبات را ايفا مي کنند.

در زندگي روزمره نيز مي توان بسياري از نتايجي را که مي گيريم در نتيجه استفاده اشتباه از يکي از دور روش فوق تفسير نمود. گاه در مواردي که با ساختارهاي کنترلي بزرگ مواجهيم وقت و زمان خود را با انتظار بيهوده و ذخيره سازي و پردازش اطلاعات ناقص خود هدر مي دهيم. گاهي نيز فرصت ها را به دليل ضعف قدرت محاسباتي و البته تنبلي از دست مي دهيم و در ادامه مجبور شويم که براي رسيدن به هدف مورد نظر خود هزينه بسيار بيشتري را بپردازيم.

نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387  ‡ 

اين قانون را هم توصيه کننده و هم توصيه شونده بايد همواره در نظر داشته باشند:

Advice = Limited Life Experience + Overgeneralization

نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387  ‡ 

مي شنويم احساس بيمار بودن بدتر از خود بيمار بودن است؛ احساس چاق بودن بدتر از خود چاق بودن است و .... افلاطون بدرستي غلبه احساسات را مسبب اسارت و از دست رفتن آزادي معرفي مي کند.
نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387  ‡ 

سرسري گرفتن و کاهش درک عميق از مطالب از جمله معايبي است که Nicholas Carr براي اينترنت و حجم اطلاعات بالايي که مرورگري مانند Google در اختيار استفاده کنندگان قرار ميدهد، برمي شمرد. از آثار چنين آفتي کاهش و بي علاقگي هر چه بيشتر به مطالعه کتاب است.
نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387  ‡ 

V: Anarchy means "without leaders"; not "without order"

Amanda: I still remember when difference become dangerous.

نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387  ‡