در زندگي روزمره بالاخص در حوزه رفتارهاي اجتماعي و سياسي بسياري از افراد در بند تجرد اسير مي شوند. اين قبيل افراد همواره بدنبال يافتن مرز روشن و سياه و سفيد براي هر چيزي مي باشند و ندانستن يا مطمئن نبودن از موردي آن ها را بشدت مي ترساند. اين رفتار سبب تضعيف فکر کردن مي شود. از دلايل اقبال زياد توده هاي مردمي به احزاب راست در کشورهاي مختلف نيز تجرد اين احزاب مي باشد. آن ها نيز هميشه درصدد تعيين مرز روشن خوب و بد و دوست دشمن هستند و از همين رو واقعيات را قرباني مي نمايند. نمونه اي از اين وضعيت را در رفتار حزب جمهوري خواه ايالات متحده مي يابيم که اين وضعيت در ساير نقاط نيز بصورت مشابه وجود دارد.
نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387
‡
نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387
‡
اوايل راه افتادن ايستگاه متروي ميرداماد که در انتهاي خط 1 متروي
تهران است، مردم بدون اجبار، راهنمايي يا وجود علامتي، از پلکان شمالي براي رفتن به
داخل مترو و از پلکان شرقي براي خروج استفاده مي کردند. کم کم مي ديدم که بعضي ها
با قيافه هاي شتابزده و عجله ناک و البته حق به جانب اين الگو را نقض مي نمايند و
مشخصا از پلکان شرقي براي ورود به ايستگاه استفاده مي کردند. همين امر منجر به
ايجاد وقفه در خروج افراد مي شد و مطمئنا هر کسي مي
توانست آن را مشاهده کند و اشتباه بودنش را بفهمد. با اين وجود اين روزها وضع خيلي
فاجعه بار شده است. بنظر من مثل هميشه اعمال زور الزامي است.
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387
‡
تابحال در حين تايپ دو حرف را جابجا تايپ کرده ايد مثلا به جاي
«پارو» «اپرو» تايپ کنيد؟ آيا پيش آمده که اشتباه مزبور را بدون انقطاع و پشت سر هم
انجام دهيد مثلا «پارو» را «اپور» تايپ کنيد؟ تجربه نشان داده که حالت دوم بعيد
است. انگار مغز به صورت ناخودآگاه جلوي آن را مي گيرد. شايد به منتشر شدن صداي کلمه
در مغز نيز مربوط باشد. شايد هم کلمه «پارو» سازگاري ذاتي دارد که «اپرو» هم سطحي
از آن را دارد ولي «اپور» ندارد. مطمئنا ترتيب حروف و دوري و نزديکي آن ها در صفحه
کليد نيز موثر است.
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387
‡
If debugging is the process of removing bugs, then programming must be the process of putting them in.
(Dijkstra)
A programmer spends 50% of his time fixing bugs, and the other 50% creating
them. (Unknown)
Debugging is twice as hard as writing the code in the first place. Therefore, if
you write the code as cleverly as possible, you are, by definition, not smart
enough to debug it. (Kernighan)
نوشته شده در شنبه نهم شهریور 1387
‡
سخت ترين و دلهره آورترين مسابقه تلويزيوني که ديده ام!
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387
‡
فيلم بعدازظهر شبکه يک خاطرات زيادي را براي من زنده کرد: موسيقي
متن کشدار و که به صورت طبيعي روبوتيک بود، صحنه هاي اکشن و صداهاي دوبله شده. الان
که فکر مي کنم، اين فيلم ها زيبا هستند و بسيار حرفه اي تر و با معناتر از فيلم هاي
مشابهي که اخيرا ساخته مي شوند.
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387
‡
جابجايي برنامه ها در ميان کانال هاي BBC
معيار خوبي براي فهم و تفکيک نوع برنامه هايي است که از تلويزيون مي بينيم. در اين
ميان جابجايي برنامه ها در بين کانال BBC Knowledge
و BBC Entertainment تعبير مناسبي از علمي
بودن يا علمي نبودن ارائه مي کند.
نوشته شده در جمعه هشتم شهریور 1387
‡
با کليشه تکرار اصوات يا کلمات مشابه در تقليد زبان هايي که
نمي شناسيم ناآشنا نيستيم، مثلا گومبا گومبا يا هوها هوها!
اين در حالي است که در زبانهاي واقعي اقوام مختلف بندرت چنين اشکالي يافت مي شود
و کنتراست در حد مناسبي رعايت مي گردد.
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387
‡
مطمئنم که به بوي خاک نمناک حساسيت دارم. باران امشب گويا فرق دارد.
شايد بخاطر صداي رعد و برق و تند و کند شدن هاي پي در پي آن باشد. بوي خاک
نمناک هم چندان بد نيست.
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387
‡
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387
‡
داشتن يک گزينه قطعي در مواقعي که بر سر دو يا چندراهي هاي
طاقت فرسا و گيج کننده قرار مي گيريم بسيار کارگشا است. مثلا اگر شک کرديد که براي
نوشتن برنامه مورد نظر خود از چه زبان برنامه نويسي استفاده نماييد، C گزينه حداقلي
است؛
اگر در درست بودن آدرس شک کرديد به سمت راست بپيچيد؛ گزينه سوم در
امتحان هاي تستي محل گريز از شک خوبي است؛ اگر شک کرديد که کسي پشت سر شما ادا درمي
آورد تحويل سريع چند جمله تند و تيز فلفلي شما را از شک رها مي کند و حتي احتمال
دارد که فرصت ديدن يک مسابقه مشت زني را به شما عرضه کند (بموقع جاي خالي دهيد)!
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387
‡
سرويس / خدمات (Service) از جنس فعل
(Verb) هستند. براي تشخيص سرويس ها در اينترنت و تحت وب از
اين مشخصه استفاده کنيم. براي مثال معنا دار بودن google this
حاکي از اين است که
google يک سرويس است؛ چون يک فعل است. نسل هاي آتي وب يا همان
WEB 2.0 و WEB 3.0 و همچنين معماري
هاي سرويس مبنا مجموعه اي مملو از فعل خواهند بود. در اين راستا بايد منتظر بازگشت
قدرتمندتر واسط هاي متني مانند DOS باشيم زيرا واسط هاي
موجود که مبتني بر اسم هستند نمي توانند بخوبي ارائه دهنده فعل هاي مورد نياز (هم
از لحاظ تعداد و هم ماهيت) باشند.
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387
‡
|
|
Derren: I am often dishonest in my techniques, but always honest about my dishonesty! |
نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387
‡
|
|
Mary: ...We were built in pairs, and when we get close to
our opposites, we lose our power. |
نوشته شده در شنبه دوم شهریور 1387
‡



