- Fire, we must.
- Peace be upon you, I should say.
بلند بلند فکر کردن يک مهندس ژئوماتيک
- Fire, we must.
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387
‡
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387
‡
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
‡
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم بهمن 1387
‡
اسامي که جنسيت آن ها مستقل از ساختار، فعل و فاعل جمله مي باشند،
جالب هستند. آن ها تصويري زيبا از تفاوت هاي جنس مذکر و مؤنث ارائه مي کنند. اين
اسامي به خصوص در زبان هايي که به صورت واضح به تفکيک گرامري اسامي مذکر و مؤنث مي
پردازند بسيار مشهودتر است. براي مثال مي توان مونث بودن هميشگي ستاره، يا مذکر
بودن دائمي «خلبان»، «حکيم» و «پروفسور» در زبان فرانسه را عنوان نمود.
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم بهمن 1387
‡
قابليت
خودتعريفي يک پديده قابل تجربه و درک است. مشکلي با اينکه در تفسير فلان چيز مي
توان/بايد (حتي صرفا) از خود آن بهره برد ندارم. با اين حال تفسير چنين پديده هايي
را براساس ساير پديده ها نبايد بيهوده انگاشت، بلکه اين قبيل تفسيرها خود مقدمه اي
براي حصول و فهم خودتعريفي مي باشند. البته تفسير مبتني بر خودتعريفي مقدم است.
نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن 1387
‡
براي نمونه آرمان حتمي تحقق نوع خاصي از حکومت را لحاظ کنيد. مشاهده خواهيد کرد آنچه از طرف شما صورت گرفته هرچند عظيم، جزئي و آنچه در جهت مخالف صورت گرفته را هر چند جزئي عظيم جلوه مي کند. مثلا سرکوب گسترده و گاها کشتار مخالفين را کوچک و مشخصا طبيعي خواهيم يافت و اعتراض مخالفي در يک رسانه (مانند روزنامه) را در حد لرزش پايه هاي بشريت و اخلاق عظيم و فجيع مي يابيم. آنچه بر سر پياده ها در جهت اين آرمان شهرها از سوي شهرسازها آمده نيز از اين جنس است. در حالي که با بي رحمي تمامي فضاهاي تنفسي پياده ها محدود و مسدود مي شوند، کوچکترين عکس العمل پياده ها در اين زمينه به عنوان بي فرهنگي و بي نظمي در اجتماع تعريف و محکوم مي گردد.
نوشته شده در دوشنبه هفتم بهمن 1387
‡
نوشته شده در یکشنبه ششم بهمن 1387
‡
تغيير نسخه يک برنامه رايانه اي از جمله برهه هاي حساس در دوره عمر
يک برنامه محسوب مي گردد. چنين تغييري معمولا با ايجاد ناسازگاري در ماژول هايي که
مبتني بر نسخه هاي پيشين تهيه شده اند همراه است. از اين رو اگر قابليت هايي که در
نسخه جديد برنامه ارائه مي شوند به اندازه کافي جاذبه نداشته باشند، نه تنها نسخه
جديد با اقبال مواجه نمي گردد، چه بسا اعتبار پيشين خود را نيز از دست مي دهد. بايد
توجه داشته باشيم که در اين موارد لزوما مقصر اصلي کمبود جاذبه نسخه جديد برنامه
نيست و ممکن است مقصر انعطاف پذيري پايين ماژول هايي باشد که ساير افراد براساس
نسخه هاي پيشين برنامه نوشته اند. اينجا است که با واقعيتي گاها مغفول مواجه مي
شويم که همانا ارزشمندتر بودن ماژول يا ماژول ها از برنامه اي است که ماژول هاي
مزبور را دربرگرفته و امکان اجرا شدن آن ها را فراهم مي آورد. با نگاهي به قيمت
اجزاي نرم افزاري و ماژول هاي مربوطه در اينترنت مي توانيد اين واقعيت را مرور
کنيد.
نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387
‡
ممکن است به اين مسأله فکر کرده باشيم که بزرگاني چون Zeno
چگونه توانسته اند پارادوکس هايي چون مسابقه آشيل و خرگوش را مطرح نمايند. مطمئنا
اشراف آن ها بر موضوع مورد بررسي و همچنين دانش آن زمان در اين زمينه بسيار مؤثر
بوده است. با اين مقدمه، اگر علاقه مند به ايجاد پارادوکس هاي فلسفي و منطقي هستيد،
نسخه زير ساده و کارآمد است:
به همين سادگي يک پارادوکس تمام عيار در اختيار خواهيم داشت که مي تواند مدت ها قواي فکري ما و ساير افراد را نرمش دهد. با تغيير حرف ربط «و» به يا شکل جديد و البته لطيف تري از پارادوکس مزبور را خواهيم داشت. اگر از کلنجار رفتن با اين پارادوکس ها خسته شديد مي توانيد مرحله 2 را معکوس کنيم. توجه کنيد که لزومي به نقض آنچه در مرحله 1 بنا نهاده ايم نيست. بدين ترتيب دوباره زندگي به مسير منطقي خود باز مي گردد.
نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387
‡
در مورد خطر ناشي از راستگويان و مشخصا اقتصاددانان گفته بودم. در
اين راستا خطر افراد پاکباخته که چيزي براي از دست دادن ندارند را هم متذکر مي شوم.
اغلب سالخوردگان در زمره اين افراد قرار مي گيرند. اگر قبول نداريد چند صباحي مسافر
خط اتوبوس مترو شهيد بهشتي - بيمارستان امام خميني باشيد (در حال حاضر ديگر نيستم).
جدا از سالخوردگان ساير افراد نيز مستعد قرار گرفتن در شرايط پاکبازي هستند. يکي از اين افراد را امروز در جلسه اي ديدار کردم. گذشته از مکالمات تند و تيز و آتشين، حضور وي سبب گرديد تا جلسه دقيقا در هنگام مقرر به پايان برسد.
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387
‡
در پست هايي که
مي نوسم گاها مشکلات املائي پيش مي آيد. اخيرا اشتباهي در مورد يکي از تيترها نيز
اتفاق افتاد. دليل اين اشتباهات عمدتا عجله و شتاب زدگي است که عواملي چون کيفيت
مطلب، ميزان شوريدگي بنده در بيان مطلب و همچنين کيفيت پايين اتصال من به اينترنت در
آن موثر هستند.در برخي از اين موارد اشتباهات با تذکر دوستان مشخص شده و حذف مي گردند که از آن ها متشکرم. در اغلب موارد نيز در بازخواني خودم از مطالب ارسالي مشکلات مذبور آشکار و مرتفع مي شوند. اميدوارم که اين پست جزو آن پست ها نباشد.
نوشته شده در پنجشنبه سوم بهمن 1387
‡
هر
مسأله اي داراي حالتي ساده (Trivial) مي باشد. در مورد
مسأله يافتن کوتاه ترين مسير ساده ترين حالت وجود تنها يک مسير ممکن مي باشد. در
چنين مواردي تمامي قيود نيز رنگ مي بازند. بايد بي وقفه رفت.
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
راستگويان همواره، ترسناک ترين و خطرناک
ترين افراد محسوب مي گردند. دولت ها اين واقعيت را در قبال اقتصاددانان
(Economists) به وضوح دريافته اند. راهکاري که آن ها اتخاذ نموده
اند تمسک به اقتصادي دلبخواه و قابل تفسير است که با عنوان تاريخ اقتصاد (Economic History)
شناخته مي شود.
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
تجربه بيان مي کند که دنبال چه بايد گشت ولي چگونگي حرکت در جهت
کسب دانش را نشان نمي دهد. اين وظيفه خطير بر عهده تفکر است. (Mises, L., Human Action, p.
65)کيفيت بيان شده در مورد تجربه در مورد ديدگاه هاي تابعي و مشخصا زبان هاي تابعي نيز صادق است. نتيجه بارز اين امر شفافيت، ماژولاريتي و اختصار است.
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
"Understanding is a euphemistic term for arbitrariness." (Mises, L., Human Action, p. 51)
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
از ديدن تابلوي شما لذت بردم اگرچه چيزي در مورد نقاشي ؟مي فهمم!
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
عبارت «تاريخ را اقوام غالب / پيروز مي نويسند» را مي توان به
تفسير تاريخ در هر برهه اي از زمان تعميم داد. تفسير تاريخ صرفا بيان واقعيات مندرج
در اسناد تاريخي نيست و ديدگاه هاي شخصي در اين تفسير دخالت مي کنند. مشابه اين امر در هنگام ثبت
تاريخ نيز وجود داشته است. بدين ترتيب علمي بودن تاريخ و شاخه هاي مرتبط با آن
منتفي است.
نوشته شده در چهارشنبه دوم بهمن 1387
‡
براي مثال محدود بودن قابليت درک، مشاهده و تجربه انسان از دنياي اطراف حاکي از وجود پيش فرض در اين زمينه است. به عبارت ديگر انسان چون تابلويي سپيد (Tabula Rasa) متولد نمي گردد و همه چيز در نتيجه تجربه حاصل نمي شود. منبع ايجاد اين پيش فرض ها در مورد انسان براي من مهم نيست. ممکن است ماورايي و تصويري از يک خالق باشد و يا در نتيجه تکامل حاصل شده باشد. البته با دومي قرابت بيشتري دارم.
نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387
‡
|